Category Archives: مقاله

من هم زن میخواهم!

۲۱۱٫ir_ متن زیر نوشته خانم آتوسا صدر و ترجمه‌ ای آزاد از “I want a Wife” به قلم جودی برادی است که تصویری واقعی، تلخ و البته به دور از اغراق از سیمای زن در جامعه ترسیم کرده است. خواندش را از دست ندهید.

زن

من جزو آن دسته از آدم‌هایی هستم که به آن‌ها «عیال» می‌گویند.
البته «مادر» هم هستم.
چند وقت پیش در یک مهمانی آقایی از دوستان رادیدم ، که تازگی از همسرش طلاق گرفته است . می‌گفت باز می‌خواهد تجدید فراش کند.
با خود اندیشیدم «چه فکر خوبی، راستی کیست که زن نخواهد؟»
راستش را بخواهید «من هم زن می‌خواهم.» چرا؟
جوابش ساده است:
می‌خواهم دوباره درس خواندن را شروع کنم و منبع درآمدی برای خودم و (در صورت لزوم) خانواده‌ام ایجاد کنم.
زنی می‌خواهم که زحمت‌کش باشد و مرا به دانش‌گاه بفرستد.
و در حالی که من در آرامش درس می‌خوانم، از فرزندانمان مراقبت کند.
به درس و مشق و بهداشت آن‌ها برسد. آن‌ها را همیشه تمیز و سالم نگه دارد.
به زندگی شخصی و اجتماعی آن‌ها برسد.
آن‌ها را به اماکن اجتماعی (پارک، موزه، باغ وحش) ببرد.
اگر بیمار شدند، از آن‌ها مراقبت کند.
نگذارد بیماری آن‌ها مانع تمرکز من شود.
شاغل باشد و درآمد قابل توجهی را به خانه بیاورد.
درآمدش را صرف من و فرزندانمان کند.
برای فرزندانمان از کارش بزند.
البته شاید این کار از درآمدش بکاهد.
اما مشکلی نیست من تاب میاورم.
زنی می‌خواهم که نیازهای فردی مرا ارج نهد.
خانه را مرتب و پاکیزه نگه دارد. به بی‌نظمی‌هایم سامان دهد.
لباس‌هایم را بشوید. اتو کند. تا کند. برایم لباس نو بخرد.
وسایل شخصیم را مرتب کند تا راحت پیدایشان کنم.
آشپز چیره‌ای باشد. خرید کند و غذاهای لذیذ بپزد.
وقتی به مسافرت می‌روم هم‌راهم باشد.
محیط را برای تفریح و استراحتم آماده کند.
از کار و زندگیش شکایت نکند.
شنونده‌ی خوبی باشد. به حرفهایم گوش دهد.
در مشکلات درسی به من کمک کند. تکالیف درسیم را انجام دهد.
وقتی درسم تمام شد و شغل مناسب پیدا کردم، شغلش را رها کند.
در خانه بماند و از بچه‌ها مراقبت کند.
زنی می‌خواهم که به زندگی اجتماعی من برسد.
وقتی به مهمانی دعوت می‌شویم بچه‌ها را نیاورد.
هروقت مهمان دعوت می‌کنم با روی گشاده‌پذیرای آن‌ها باشد.
با سکوت محبّت‌آمیزش بحث‌ها و گفت‌گوهای ما را تایید کند.
بچه‌ها را زودتر بخواباند که مزاحم من و مهمانانم نشوند.
از مهمانانم پذیرایی کند. ظرف‌های خالی را از مقابل ما بردارد.
زنی می‌خواهم که نیازهای جنسی مرا درک کند.
حداکثر لذت جنسی را به من بدهد.
همیشه مطمئن شود که ارضا شده‌ام.
به نیازهای جنسی خود شاخ و برگ ندهد.
بی‌میلی مرا درک کند.
مسوولیت کامل کنترل بارداری را بر عهده بگیرد.
من بچه‌ی اضافی نمی‌خواهم.
به من وفادار بماند. بداند که زندگی پرمشغله‌ی من جایی برای حسادت ندارد.
درک کند که ممکن است بیش از یک هم‌خوابه اختیار کنم. چون همیشه به اجتماع نیاز دارم.
آزادم بگذارد که اگر دیگری را مناسب‌تر از او دیدم، او را جای‌گزین کنم.
بعد از طلاق مسوولیت بچه‌ها را بپذیرد.
چون می‌خواهم زندگی جدیدی را شروع کنم وقتی برای بچه داری ندارم.
خودتان قضاوت کنید. شما جای من بودید زن نمی‌خواستید؟
زن سینه‌های برجسته نیست
موی مش کرده
ابروی برداشته
لبانِ قرمز نیست
زن لباسِ سفید
… شب با شکوه عروسی
بوی خوشِ قرمه سبزی
هوسِ شب‌های جمعه
قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست
زن خون ریزی
کمر دردِ ماهانه
پوکی استخوان
یک زنِ پا بماه
حال تهوع
استفراغ
درد‌های زایمان
مادر بچه‌ها نیست
زن عصایِ روز‌های پیری
پرستار ، وقتِ مریضی
رفیقِ پای منقل
مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست
زن
وجود دارد
روح دارد
قدرت
جسارت
پا به پای یک مرد ، زور دارد
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد
زن … همیشه … همه جا … حضور دارد

زنان فلج

کازابلانکا

۲۱۱٫ir_ یک صحنه از فیلم کازابلانکا هست که خیلی دوست دارم. اون جا که موقع خداحافظی همفری بوگارت چونه ی اینگرید برگمن رو می گیره، سرش رو خیلی آروم میاره بالا و می گه: تو چشمهای من نگاه کن کوچولو. چشمهای زیبای اینگرید، پر از اشک، پر از عشق، پر از نیاز و معصومانه است. عین یک موجود کوچک بی پناه، زیبا، معصوم ، با چشمانی که پرده ای از شرم روی نگاهش افتاده و به آن جلوه ای از زیبایی ناب زنانه داده. با خودم میگم چطور میشه عاشق این زن نشد؟ زنی که مثل یک کودک ظریف و بی پناه و معصوم است.از خودم می پرسم به سر آن زنها چی اومد؟ دلم برای مردهای این دوران می سوزد که با هیولاهایی مثل من طرفند . زنهایی جفتک انداز، صریح و بی پروا. با خودم فکر می کنم اگر همفری بوگارت داشت از من خداحافظی می کرد چه باید می گفت ؟لابد باید می گفت: تو چشمهای من نگاه کن الاغ ! این بهترین چیزی است که به ذهنم می رسد.

***

سالها پیش، وقتی ازدواج می کردم من هم همان نگاه شرمگین را داشتم. من اون روزگار یک دانشجوی بی پول از یک خانواده ی متوسط بودم. همه چیز مرا خوشحال می کرد و اصغر چقدر از خوشحال کردن من لذت می برد. وقتی درسم تمام شد اصغر کنارم نشست و گفت عزیزم، تو لازم نیست کار کنی. من حتی اگه شده به زندان بیفتم هم برای تو بهترین زندگی رو فراهم می کنم. و من توی دلم احساس غرور کردم. از انجا که ذاتا موجود تنبلی هستم صبح ها تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد بلند می شدم و خانه را مرتب می کردم. چند جور غذا و سالاد و سوپ می پختم ( چون اصغر خیلی سوپ دوست داشت ) . از تلویزیون دستور پخت غذاهای جدید یاد می گرفتم که اصغر رو سورپرایز کنم. خمیازه می کشیدم و می نشستم تا شوهرم برگردد. زندگی ما خیلی خوب بود و من خوشحال بودم. تا اینکه یک تلفن ساده همه چیز را به هم ریخت

***

جمله خیلی ساده و خیلی بی رحمانه تا ته قلب من نشست:» این همه درس خوندی، دکتر شدی که بری توی آشپزخونه کلفتی کنی؟» مادرم بود.سعی کردم توضیح بدم که این که برای شوهرم غذا می پزم کلفتی نیست. گفت برو کار کن، برای شوهرت هم غذا بپز! و گوشی را گذاشت. چند روز بعد پدرم وسط حرفهایش گفت که کار جوهر آدمی است و ما را طوری تربیت نکرده که توی خانه بنشینیم و ما به جامعه سهمی داریم که باید برگردانیم. بعد هم تاکید کرد که کسی که خرج یک روز از زندگی اش را در نیاورد یک مفت خور است! فرداش رفتم سراغ استادم توی دانشگاه، چون شاگرد خوبی بودم همان روز توی بخش تحقیقات به من کاری دادند، کاری که از نظر علمی دوستش داشتم ولی حقوقش انقدر کم بود که خرج رفتن و آمدنم هم نمی شد. با این همه قبولش کردم، چون نمی خواستم مفت خور باشم.

***

اصغر با کار کردن من مخالفتی نکرد. اصغر آدم باهوشی بود. نه برای اینکه اعداد ۴ رقمی را در هم ضرب می کرد و روی هوا انتگرال توابع سینوسی می گرفت. برای این که می دونست که اینجور موقع ها نباید مخالفت کند.خیلی آرام و مهربان گفت: عزیزم، اگر دوست داری کار کنی ، کار کن. اما تو خیلی لطیف و زیبایی . حیف تو نیست توی اون محیط مردونه خشن؟ توی اون راه دور؟من خودم می برم و میارمت، دوست ندارم خانوم کوچولوی خوشگلم وسط اون جاده قاطی راننده کامیون ها رانندگی کنه و خدای نکرده مشکلی پیش بیاد. راستش ،من باز هم احساس غرور کردم که شوهرم این طور از من محافظت می کند. به حدی که یادم رفت که من از ۱۸ سالگی گواهینامه داشتم و اتفاقا خیلی هم خوب رانندگی می کردم.

***

مدتی به این منوال گذشت. اصغر هر روز من رو مثل یک کودک می برد دم در کارخونه و تحویل می داد و عصر هم تحویل می گرفت. اما کار آسونی نبود. چون کارخونه ها رو توی دو راهی قلهک نمی سازند. راه دور بود. اصغر خسته می شد. کم کم بهانه گیری می کرد، بد اخلاقی می کرد. نهایت سعی اش را کرد که به من بفهماند که این کار از نظر منطقی بیخود است و رهایش کنم. اما من توی کارم شروع به پیشرفت کرده بودم و از این که به جای سالاد درست کردن برای اصغر برای مردمم دارو می ساختم لذت می بردم. گفتم که کارم رو ول نمی کنم و خودم می خواهم رانندگی کنم و او هم در نهایت قبول کرد. از اون روز همه چیز عوض شد، می تونستم اضافه کاری وایسم ، تونستم به سرعت پبشرفت کنم ؛ حتی جمعه ها می رفتم سر تولید.دقیقا یک سال بعد به من یک پیشنهاد کاری با سه برابر حقوق داده شد که بلافاصله قبول کردم. پنجشنبه ها هم یک کار نیمه وقت توی یک شرکت خصوصی گرفتم که بابت یک نصف روز کلی پول می دادند. جمعه ها هم توی یک داروخانه شیفت وای میستادم.از اون پیشی کوچولوی ناز چیزی باقی نمونده بود،دوباره روی پاهای خودش فرود اومده بود و احساس ببر بودن می کرد.

***

سالها گذشت، من عوض شده بودم.دیگه از این که یک مرد ازم حمایت کنه احساس غرور نمی کردم.از این که خودم داشتم از عده ای به مراتب بزرگ تر و بیشتر حمایت می کردم خوشحال بودم. اما همه اش هم خوشحالی نبود.سختی و مبارزه و خستگی هم بود. اصغر شروع کرد به بی توجه شدن. به بی تفاوتی ، به بد زبانی و آزار دادن. لابد دلش برای پیشی کوچولوش تنگ شده بود. اما من دیگه اون آدم نبودم، من بالغ شده بودم . حالا بجای اینکه سالاد درست کنم و بشینم تا شوهرم برگردد، وقتی دیر می آمد ازش می پرسیدم کجا بودی و اصغر این رو دوست نداشت. توی حساب بانکی مشترک مان می دیدم که پولهایی کم می شود و وقتی ازش می پرسیدم دوست نداشت توضیح بدهد. اصغر زنی که بپرسد؛ مشارکت کند؛ نظر بدهد ، بپرد روی پشت بام و دیش ماهواره را تنظیم کند دوست نداشت. شاید هم حق داشت ، او با یک پیشی کوچولو ازدواج کرده بود وحالا با یک هیولا باید سر می کرد.من هم اصغر را دوست نداشتم. نگاه کردم و دیدم همه ی این مدت چیزی که مرا به او پیوند می داد نیاز بود و نه عشق. حالا دیگه بهش نیازی نداشتم، می تونستم روی پای خودم بایستم. به همین سادگی. چرا باید می ماندم؟ خداحافظی کردم. از زمانی که از اصغر جدا شدم خیلی مصیبت کشیدم. کارم را از دست دادم، مهاجرت کردم، گرسنگی کشیدم، غربت دیدم ، اشک ریختم، زمین خوردم ، اما همه ی این ها را روی پاهای خودم کردم . گاهی از خودم می پرسم اگر آن روز مادرم به من زنگ نمی زد و مرا به زور به کار کردن وادار نمی کرد همه ی این اتفاق ها می افتاد؟ اگر هنوز هم داشتم توی آشپزخانه برای شوهرم سالاد و سوپ می پختم و بچه هام توی اطاق داشتند بازی می کردند خوشحال تر نبودم؟ پاسخ این سوال را هرگز نخواهم دانست.
****
به چشمهای اینگرید برگمن نگاه می کنم. حالا می دونم چه بر سر اون زنهای ناز و کوچولو آمده است. آنها بزرگ شده اند، قد کشیده اند و دیگر کوچولو نیستند. توی کوچه ؛ توی خیابان دارند می دوند و سهم آدم بودنشان را می پردازند. توی زندگی جورهای مختلفی آدم را فلج می کنند. یک جورش هم این است که توی چشمهایت نگاه می کنند و می گویند توی چشمهام نگاه کن ، کوچولو! برای فلج کردن یک زن لازم نیست پاهایش را قطع کنی، کافی است به او بقبولانی که این پاهای زیبا برای دویدن و پریدن از روی موانع ساخته نشده است.برای فلج کردن یک زن لازم نیست بهش بگویی احمق و نصف عقل! می توانی در عوض بهش بگویی: تو فقط و فقط برای عشق ورزیدن ساخته شده ای. با همین حرفهای زیبا می توان از یک انسان، با همه ی قابلیت هایش یک عروسک بی خاصیت ساخت که »فقط و فقط برای عشق ورزیدن ساخته شده» و در نتیجه بدون عشق یک مرد دلیلی برای بودن ندارد. موجودی که حتی یک روز هم نمی تواند روی پای خودش بایستد ( چون متاسفانه با عشق ورزیدن و این حرفها ی قلمبه حتی یک نون بربری هم نمی شود خرید) . موجودی که نه در سطح روحی و نه در سطح اجتماعی هیچ هویت و استقلالی ندارد. می توان روی طاقچه گذاشت و پرستیدش. می توان هم به راحتی برش داشت و یک عروسک دیگر جایش گذاشت و در نهایت پر رویی بهش گفت : «عزیزم، ذات مردانه این است. ما مردها وحشی و رام نشدنی هستیم. ما مردها ذاتا تنوع طلبیم! ما مردها دوست نداریم به کسی توضیح بدهیم. اصلا ما مردها وحشی هستیم. اما تو مظهر کمال و زیبایی و عشقی. تو یگانه دلیل آفرینشی ، تو وجودت سراپا مهر و وفاداری است، تو تندیس مادرانگی و شاعرانگی هستی! » بعد همان طور که این حرفها را می زنیم می توانیم آن تندیس نازنین را پرتش کنیم توی سطل آشغال و راهمان را بکشیم و برویم ، همانجوری که همفری بوگارت راهش را کشید و رفت. به چشمهای اینگرید برگمن نگاه می کنم. خوشحالم از اینکه نسل زنهای کوچولو رو به انقراض است.نه ، اشتباه نکنید، من هنوز هم خوشحال نیستم ! اما فکر نمی کنم آنها هم خوشحال بوده اند. فلج بودن که خوشحالی ندارد.

- برگرفته از وبلاگ نسوان مطلقه معلقه
.

عوارض جانبی مصرف قرص های ضد بارداری چیست؟

عوارض جانبی قرض های ضد بارداری

۲۱۱٫ir _مصرف قرص ضد بارداری یکی از روش‌های متداول پیش گیری از بارداری است، مصرف طولانی مدت این دارو ها گاهی عوارض ناخواسته ای ایجاد می کند. این عوارض اکثرن خفیف است و تهدید بر سلامتی به شمار نمی رود و با تغییر میزان و روش مصرف میتوان آن ها را تخفیف داد.
این علائم به شرح زیر است
عوارض ناشی از استروژن قرص‌ها:
تهوع،حساسیت سینه‌ها،احتباس مایع، افسردگی، خواب‌آلودگی و تغییرات خلقی.عوارض ناشی از پروژسترون قرص‌ها: افزایش وزن، آکنه و عصبی شدن.
افزایش تشکیل سنگ کیسه صفرا نیز گزارش شده است.در موارد زیر مصرف قرص‌های ضدبارداری ممنوع است:

* سابقه وجود لخته خون در رگ‌ها و ریه و نارسایی قلبی،

* بیماری عروق مغز یا قلب،

* فشار خون درمان نشده،

* دیابت با عوارض عروقی،

* سن بالای ۳۵ سال به همراه مصرف سیگار،

* تومور‌های وابسته به استروژن،

* سرطان پستان،

* خونریزی زنانه غیرطبیعی که تشخیص داده نشده،

* تومور پرولاکتینومای هیپوفیز،

* حاملگی ثابت شده یا مشکوک،

* بیماری کبدی فعال،

* سوءجذب روده‌ای،

* مصرف قرص ریفامپین.
در موارد زیر مصرف قرص بلامانع است:
سابقه فشار خون ناشی از حاملگی، واریس عروق سطحی، سابقه بیماری کبدی با وجود آنزیم‌های طبیعی، بیماری سلول داسی شکل و روی هم افتادگی بدون علامت دریچه میترال قلب.

موارد احتیاط در مصرف قرص:
سردرد میگرنی، قاعدگی با فواصل زیاد و افسردگی.

فواید جانبی قرص‌ها:
کاهش بروز کیست‌های تخمدانی، سرطان تخمدان، درد قاعدگی، سرطان رحم، بیماری خوش خیم پستان، خونریزی قاعدگی، کاهش بروز عفونت‌های ناشی از مقاربت، آرتریت روماتوئید، حاملگی نابجا و پوکی استخوان.

نکات قابل توجه در بعضی بیماری‌ها
سرطان رحم: در خانم‌هایی که حداقل یک‌سال قرص مصرف کرده‌اند،حدود۵۰ درصد کاهش خطر ابتلا به سرطان رحم دیده شده که حداقل تا۱۰ سال بعد از قطع مصرف قرص باقی می‌ماند،البته این اثر حفاظتی برای خانم‌هایی که سابقه زایمان ندارند،بیشتر است.

سرطان تخمدان:
مصرف قرص برای حداقل ۶ ماه، اثر حفاظتی خود را گذاشته و تا حدود ۱۰ سال بعد از قطع مصرف باقی خواهد ماند. این کاهش در میزان بروز سرطان تخمدان فقط در مصرف‌کنندگانی است که کمتر از ۴ فرزند دارند.

حاملگی بعد از قطع مصرف قرص:
تقریبأ ۲۰ درصد از خانم‌هایی که مصرف قرص را قطع کرده‌اند بعد از حدود ۶ ماه تأخیر، امکان باروری یافته و بعد از گذشت یک‌سال از نظر میزان باروری، سقط‌های خودبه‌خود، اختلالات کروموزومی‌ در جنین و نقایص تولد در شرایط عادی خواهد بود.مصرف قرص‌های ترکیبی بعد از زایمان، میزان ترشح شیر مادر را کاهش می‌دهد، اما بر کیفیت آن تأثیری ندارد. فرآورده‌های محتوی فقط پروژستین، میزان شیر را کاهش نمی‌دهند و استفاده از آنها برای مادران شیردهی که می‌خواهند قرص مصرف کنند، تجویز می‌شود.

یکی از شایع‌ترین و پراستفاده‌ترین روش‌های جلوگیری از حاملگی در جهان، قرص‌های جلوگیری از بارداری است. دلیل محبوب بودن این قرص‌ها مؤثر بودن، بی‌خطر بودن و همین‌طور قابل برگشت بودن روش ‌جلوگیری است.

قرص‌ها فواید دیگری غیر از جلوگیری از حاملگی هم دارند مثل کاهش دردهای پریود، کاهش خطر سرطان تخمدان و آندومتر، کاهش خطر بیماری‌های خوش‌خیم پستان و کیست‌های تخمدان، بهبود هیرسوتیسم، کاهش ابتلا به کم‌خونی فقر آهن و… اما در کنار آن عوارض و مشکلاتی را نیز برای فرد ممکن است ایجاد کند.

عوارض جانبی این قرص‌ها دارای طیف وسیعی است ولی معمولا این عوارض آنقدرها مشکل‌زا نیستند. این عوارض بسته به نوع داروی مصرفی متفاوت است.

توجه داشته باشید با انتخاب داروی مناسب و استفاده صحیح از آن می‌توان جلوی بسیاری از عوارض را گرفت. ۱۰ عارضه زیر مهم‌ترین مشکلات ناشی از مصرف قرص‌های پیشگیری از بارداری است:

۱۰ مشکل
ایجاد لخته در عروق: ایجاد لخته خون در وریدهای عمقی پا یکی از جدی‌ترین مشکلات مصرف‌کنندگان این قرص‌هاست. زنان مصرف‌کننده این قرص‌ها ۳ تا ۶ برابر بیشتر از زنان دیگر دچار این مشکل می‌شوند البته توجه کنید احتمال بروز این مشکل در زنان ۱۵ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر در یک سال است. لخته شدن خون در وریدها بیشتر در افراد سیگاری و مبتلا به اختلالات انعقادی خون دیده می‌شود.

تغییرات وزن: مصرف دارو در طولانی‌مدت باعث افزایش وزن به میزان یک تا ۲ کیلوگرم می‌شود. این افزایش وزن به دلیل تجمع مایعات در بدن و افزایش اشتها بوده و با ورزش و رژیم غذایی بهبود می‌یابد. البته هنگام شروع مصرف دارو وزن اندکی کاهش می‌یابد.

لکه‌بینی و خونریزی بین قاعدگی‌ها: این مشکل معمولا ظرف ۲ تا ۳ ماه بهبود می‌یابد در غیر اینصورت در روزهای لکه‌بینی ۲ قرص خورده شده و ۲ روز پس از پایان لکه‌بینی به یک قرص تبدیل شود.

سردرد: سردردهای خفیف گاهی در اثر استفاده از این داروها دیده می‌شود که با مسکن معمولی قابل رفع است. در موارد نادر اگر سردردهای شدید و سردردهای همراه با فشارخون بالا، علائم عصبی یکطرفه یا اختلالات بینایی رخ دهد، باید بلافاصله پیگیری و درمان شود.

حالت تهوع یکی از عوارض شایع و اذیت‌کننده این داروهاست. البته حالت تهوع معمولا به آن اندازه شدید نیست که منجر به استفراغ شود. برای کاهش آن نیز باید قرص‌ها را با غذا و قبل از خواب مصرف کرد. وعده‌های غذایی را کم‌حجم و در دفعات زیاد صرف نموده و ویتامین ب۶ مصرف کرد.

افزایش فشارخون: گفته می‌شود این قرص‌ها تا حدودی باعث افزایش فشارخون می‌شوند. فشارخون بالا در زنانی که این قرص‌ها را مصرف می‌کنند با افزایش سن و مدت زمان مصرف افزایش می‌یابد. قرص‌های ضدبارداری ترکیبی دارای پروژسترون هستند. پروژسترون باعث فشارخون بالا می‌شود. در صورت مصرف این قرص‌ها باید فشارخون به صورت دوره‌ای و منظم کنترل شود. البته این عارضه در داروهای نسل جدیدتر کمتر مشاهده می‌شود.

ایجاد سرطان: در مورد سرطان‌زا بودن این داروها سال‌هاست که بحث می‌شود. آنچه مسلم است این داروها احتمال ابتلا به سرطان تخمدان و سرطان آندومتر (لایه مخاطی رحم) را کم می‌کند. در مورد خطر ایجاد سرطان پستان تحقیقات زیادی انجام شده که نتایج متفاوتی به همراه داشته است. برخی از آنها این داروها را بی‌تأثیر و برخی مؤثر می‌دانند. ازاین‌رو توصیه می‌شود همه زنان خودشان معاینه ماهانه پستان انجام دهند و در صورت لمس توده یا احساس تغییر در بافت پستان حتما به پزشک مراجعه کنند.

مشکلات پوستی: در بعضی موارد دیده شده با شروع مصرف این داروها، آکنه و جوش‌های صورت افزایش می‌یابند. این مشکل پس از مدتی بهتر می‌شود. در تعداد اندکی از زنان افزایش رشد موی صورت دیده می‌شود، البته در مجموع این قرص‌ها باعث کاهش موی صورت و بدن می‌شوند. گاهی دیده شده پس از مصرف دارو تیرگی پوست بخصوص در لب تحتانی، زیر چشم‌ها و پیشانی ایجاد می‌شود. البته این مشکلات بیشتر مربوط به داروهای حاوی پروژسترون‌های قدیمی دیده می‌شود.

تغییر خلق‌وخو: تغییر خلق‌وخو نیز همچون مشکلات پوستی از جمله عوارض ناشایع این داروها محسوب می‌شود. با مصرف این قرص‌ها گاهی فرد دچار افسردگی و بی‌حوصلگی می‌شود. ورزش و خواب کافی در رفع این علایم مؤثر است.

افزایش کلسترول خون: تغییر چربی‌های خون بستگی به نوع قرص دارد. با مصرف قرص‌های پروژسترونی احتمال کاهش کلسترول خوب و افزایش کلسترول بد خون وجود دارد که آن را ناشی از کاهش استروژن می‌دانند. استروژن موجود در این قرص‌ها باعث افزایش کلسترول خوب و کاهش کلسترول بد و افزایش سطح‌ تری‌گلیسیرید می‌شود.

انواع قرص های ضد بارداری

۲۱۱٫ir _استفاده از روش های هورمونی پیشگیری از بارداری از سال ۱۹۶۰ شروع شد. این روش ها به صورت خوراکی، تزریقی و کاشتنی وجود دارند. روش های خوراکی، ترکیبی از استروژن و پروژستین و یا به صورت پروژستین محض (minipill) هستند.

قرص ضد بارداری

قرص ضد باداری

انواع قرص های پیشگیری از بارداری شامل موارد زیر است:

۱- قرص های ترکیبی:

اکثر قرص های ضد بارداری خوراکی حاوی یک استروژن و یک پروژستین در مقادیر مختلف هستند که به این قرص ها، مختلط یا مرکب می گویند که به دو شکل زیر وجود دارند:

الف)قرص منو فازیک(یک مرحله ای):

میزان هورمون در این ترکیب در تمام دوره ثابت است.

قرص های مرکب موجود در ایران عبارتند از:

-  LD  یا  Low dose : در هر بسته تعداد ۲۱ قرص زرد رنگ قرار دارد.

- HD  یا High dose : در هر بسته تعداد ۲۱ عدد قرص سفید رنگ قرار دارد. میزان استروژن موجود در این قرص ها بالاتر از میزان آن در LD است.

ب)قرص هایی مولتی فازیک:

میزان هورمون در این ترکیب در طول دوره متغیر است و به نام های بی فازیک و تری فازیک (قرص های سه مرحله ای ) شناخته می شوند. هدف از تولید این ترکیبات، کاهش مقدار پروژستین کل مصرفی در هر سیکل، بدون از بین رفتن اثر قرص های ضد بارداری است. کاهش دوز پروژستین با شروع یک دوز پایین پروژستین و سپس افزایش آن در بقیه ی سیکل ادامه می یابد.

این قرص ها در جلوگیری از حاملگی بسیار کارآمد هستند و به دلیل کاهش تغییرات متابولیک مربوط به پروژستین، عوارض جانبی آن کاهش می یابد.

در قرص های بی فازیک، میزان استروژن ثابت است و مقدار پروژستین در ۱۰ روز اول کم است و در ۱۱ روز دوم افزایش می یابد. اما در قرص های تری فازیک دوز استروژن ممکن است ثابت نگه داشته شود یا به طور موقت در بقیه دوره افزایش یابد.

با وجود این مزایا، فرآورده های تری فازیک معایب مشخصی نیز دارند. این معایب عبارتند از:

* سردرگمی به علت چند رنگ بودن (این قرص ها به رنگ های نارنجی، زرد و سفید هستند.)

* خونریزی یا لکه بینی در حین مصرف

* عدم انعطاف پذیری به علت مشکل بودن مصرف دوز دو برابر، در صورت فراموش کردن مصرف قرص.

با وجود این، حتی زنان نوجوان هم به خوبی این قرص ها را می پذیرند.

۲- قرص های متوالی یا پی در پی

این قرص ها شامل دو نوع قرص در هر بسته بندی هستند یک نوع آنها شامل استروژن خالی است که از روز پنجم قاعدگی به مدت ۱۶-۱۵ روز مصرف می شود.

از مزایای این قرص ها تشابه هورمونی آن با فیزیولوژی طبیعی است و میزان موفقیت آن ۹۹- ۹۸ درصد بوده است.

۳- قرص های Minipill

این قرص ها فقط پروژستین دارند که روزانه مصرف می شوند. در این نوع قرص، قطع مصرف آن وجود ندارد و در دوران شیردهی و در مواردی که منع مصرف قرص های ترکیبی وجود دارد، مفید است.

زهره محمودی- کارشناس ارشد مامایی